کد خبر : 1839
تاریخ انتشار : شنبه 13 شهریور 1400 - 14:17
-

در حسرت زباله بدون زباله‌گرد/ زباله‌گردی، آسیب اجتماعی ناشی از تخریب بنیان‌های اقتصادی جامعه

در حسرت زباله بدون زباله‌گرد/ زباله‌گردی، آسیب اجتماعی ناشی از تخریب بنیان‌های اقتصادی جامعه

فشار سنگینی را روی قلبم احساس می‌کنم وقتی می‌بینم فردی تا کمر در سطل زباله خم شده و لابلای زباله می‌گردد تا شاید چیز بدردبوخوری برای گرداندن چرخ زندگیش بدست آورد؛ چراکه خود را در یافتن شغلی متعارف مستاصل می‌بیند. به گزارش بلاغ؛ طی چند سال اخیر با مشکل شدن زندگی، به تعداد زباله گردان

فشار سنگینی را روی قلبم احساس می‌کنم وقتی می‌بینم فردی تا کمر در سطل زباله خم شده و لابلای زباله می‌گردد تا شاید چیز بدردبوخوری برای گرداندن چرخ زندگیش بدست آورد؛ چراکه خود را در یافتن شغلی متعارف مستاصل می‌بیند.

به گزارش بلاغ؛ طی چند سال اخیر با مشکل شدن زندگی، به تعداد زباله گردان کشور اضافه شده که بخشی از این افراد را جوانان تشکیل می‌دهند که پاک کردن این زشتی از سیمای کشورمان فوق العاده ضروری و حیثیتی است.

زباله گردی پدیده‌ای است که در تمام دنیا خصوصاً کشورهای در حال توسعه به چشم می‌خورد، ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و در تمام نقاط ایران چه مناطق خوش‌نشین و چه فقیرنشین شاهد چنین پدیده‌ای هستیم.
این فعالیت‌ها یکی از مشاغل پرخطر بوده که همیشه باعث انتقال انواع بیماری پوستی، عفونتی، ویروسی و نظیر آن‌ می‌شود که در این ایام با وجود زباله‌های آلوده به ویروس کرونا زنگ خطری برای این افراد به صدا در آمده است.
زباله گردی علاوه بر شیوع انواع بیماری اثرات منفی دیگری از جمله رها شدن زباله‌ها روی زمین، ایجاد ترافیک و همچنین باعث دادن جلوه بدی به شهر می شود.

شرائط اقتصادی، عامل رونق زباله‌گردی
در گذشته نزدیک، هیچ وجود زباله گرد، بدلیل قلت نفرات قابل توجه نبود و نظرات را به خود جلب نمی‌کرد و حساسیتی را برنمی‌انگیخت. غالب زباله گردها را افراد معتاد تشکیل می‌دادند، اما طی چند سال اخیر آن‌چنان کثرت زباله گردان زیاد شده که نظر عموم مردم را به خود جلب می‌کند.
تاثر و تاسف زیاد زمانی تبدیل به عقده روی گلوی انسان می‌شود که ببیبی یک جوان کم سن و سال تا کمر خود را سطل زباله‌ها خم کرده و لابلای ذباله‌های آلوده در جستجوی چیزهایی برای فروش است تا قادر باشد زندگی خود را روی حداقل‌های قابل تصور اداره کند.

او بدلیل نیاز شدیدش به تغذیه خود و خانواده‌اش دست به این کار می‌زند تا شرافت خود در مقابل وسوسه‌های فریبا برای پول درآوردن به هر بهانه و بها را حفظ و صیانت کند.

رابطه زباله‌گردی با فهم و کمال و تحصیلات
وقتی پای صحبت این افراد جوان و تا حدی میانسال می‌نشینی، آنها را سرشار از فهم بالا و کریم النفس می‌یابی. از یکی‌شان سئوال می‌کنم که آیا از این کار خجالت نمی‌کشی؟؛ می‌گوید: ” چرا ابتدا خیلی خجالت می‌کشیدم. تا چند ماه، شب‌ها بدور از نگاه مردم این کار را انجام می‌دادم، بتدریج با افزودن ساعات کار، ناچار روزها در ساعات خلوت این کار را ادامه می‌دادم و الآن که دو سالی از آن روزها می‌گذرد، این کار برایم عادی شده و هیچ خجالت نمی‌کشم چون معتقدم آن کسی باید خجالت بکشد که کار خلاف انجام می‌دهد.

این جوان در بیان علل روی آوردن به زباله گردی اظهار می‌دارد: “ممکن است باور نکنید، دیپلم و برقکار هستم. با تعطیلی ساخت و سازها، هرچه تلاش کردم نتوانستم کاری پیدا و درآمدی تحصیل کنم. از خانواده ضعیف اقتصادی و بدون حامی مالی هستم. خیلی فکر کردم، دیدم کاری که نیاز به سرمایه ندارد و می‌تواند تا حدی مشکلم را کم کند، جستجو در میان زباله‌هاست. خیلی با خودم کلنجار رفتم. هنوز هم از پدر و مادرم و خواهران و برادرانم خجالت می‌کشم که بخواهم بگویم چه کاری دارم انجام می‌ده. خدا را شکر که آنها هم فهمیده هستند و با وجود اینکه می‌دانند چه می‌کنم، اما به رویم نمی‌آورند تا من خجالت نکشم.

کار، شرافت انسان است
دو نفر را که گاری کوچک راحمل می‌کنند و از زباله‌ها بعضی اشیا را جدا کرده و برمی‌دارند، به سختی حاضر به مصاحبه می‌شوند. با یکی از این دو نفر، که از سن و قد بلندتری نسبت به فرد دیگربرخوردار است، گفت گو را آغاز می‌کنم. او می‌گوید: بدلیل نداشتن سرمایه و پشتوانه، زود جذب بازار کار شدم. پدرم در تصادفی فوت کرد و خیلی زود ناچار به ترک تحصیل و قبول مسئولیت مادر و خواهر و برادرانم شدم. به آرماتوربندی روی آوردم. کارم خوب بود. راضی بودم. کار همیشه بود. تا اینکه پنج سال قبل کار ساخت و ساز تقریبا تعطیل شد و من نتوانستم چندماه بیکادی و بی پولی را تحمل کنم، چون خرج و مخارج خانواده بعهده من بود. چاره ای نداشتم جز اینکه به زباله گردی روی بیاورم. کار را با خجالت و سختی شروع کردم. خدا را شکرگزارم. درآمدش کم است. نیازهای زندگی را تامین نمی‌کند، خلاصه برای یک زندگی عزتمندانه باید تلاش کرد.

این جوان اضافه کرد: مردم کارمان را با دید تحقیرآمیز می‌نگرند. البته من به مردم حق می‌دهم، اما واقعاً ماها خیلی‌هایمان معتاد و ولگرد نیستیم. ما چیزهایی که لابلای زباله‌ها قابل بازیابی و قابل استفاده هستند را جدا می‌کنیم و از این زباله‌ها، که در کشورهای پیشرفته از این زباله‌ها به “طلای کثیف” یاد می‌کنند، استفاده بهینه می‌کنیم و در کشورمان لازم است فرهنگ‌سازی شود تا در مبدا تولید زباله، یعنی از خانه و محل تولید زباله جداسازی‌ها انجام شود تا اینگونه زباله‌ها که می‌توانند سرمایه ملی تلقی شوند، مشکل آفرین نباشند آنچنانکه در حال حاضر برای کشورمان بخصوص استان‌های شمالی و در رأس آنها در مازندران چالش و بحران آفرین شده است.

ما جوانان زباله‌گرد قربانی سیاست‌های غلط هستیم
فرد دیگر همکار این فرد، که حتی حاضر نیست خود را معرفی کند، می‌گوید: بین ما زباله‌گردها، جوانان و آدم‌هایی هستند که حقش نیست کارشان زباله‌گردی باشد. آنها دارای هوش و استعدادهای خوبی هستند که اگر وضعیت اقتصادی و خانوادگی خوبی می‌داشتند می‌توانستند عناصر تاثیرگزاری برای کشور باشند، اما ضعف شدید اقتصادی و فرهنگی آنها را ناگزیر به این کار کرده است.

وی با مهم دانستن تاثیر اقتصادی کارشان ، اظهار داشت: از آنجایی که طی سال‌های اخیر کار زباله‌گردی در سطح گسترده کشوری مطرح شده، چندان هنوز نظر کارشناسان و پژوهشگران را به خود جلب نکرد تا تحقیق کنند خروجی تلاش‌های زباله‌گردها چقدر در حوزه اقتصادی برای کشور آورده بهمراه می‌آورد، ضمن اینکه فرصت شغلی نیز فراهم کرده است. ارزش معنوی کار ما، کمک به طببعت و محیط زیست است. ما با جداسازی برخی آلاینده‌ها، علاوه بر اینکه ثروت جدیدی برای کشور بوجود می‌آوریم، مانع آلودگی‌های پایدار می‌شویم، زیرا وجود این  اجسام در طبیعت، هم صدها سال طول خواهد کشید تا تجزیه شوند و خاک را آلوده کرده و خواص خاک را برای رویش از بین می‌برند. حتما می‌دانید که در طبیعت برای تولید یک گرم خاک می‌گویند ۳۶۰ سال زمان باید صرف شود.

زباله‌گردهای فهیم و شرافتمند
مسعود۲۱ ساله یک زباله گرد است که برای امرار و معاش و تأمین مایحتاج خانواده ۵ نفره خود زباله گردی می‌کند.
او می‌گوید: از خطرات این کار و بیماری‌های مرتبط با آن آگاهم، ولی برای امرار و معاش خانواده‌ام مجبور به انجام این کار هستم، همیشه دستانم به خاطر فروبردن در زباله‌ها دچار زخم و عفونت می‌شود.

او با بیان اینکه زباله گردها باعث انتقال بیماری های هپاتیت B، هپاتیت C و HIV و همچنین به تازگی کرونا در کنار سایر بیماری های پوستی و عفونی می شوند، افزود: این را هم می‌دانم که زباله گردها از شمالی‌ترین نقطه شهر به جنوبی‌ترین نقطه در حال تردد بوده و ویروس را به تمام نقاط شهر منتشر می‌کنند که یکی از‌ کانون‌های انتشار ویروس کرونا می‌تواند همین زباله گردها باشند، اما شما فکر می‌کنید با همه این توصیفات، چرا امثال بندن به این کار دست می‌زنیم، خدا شاهد است به‌خاطر ناچاری و لزوم حفظ آبروی خود و خانواده است که با همه این عیوب ناگزیر می‌شویم دست توی زباله‌های مردم ببریم تا شرافت‌مان حفظ شود.

باید شرائط را بطور اساسی تغییر داد
مائده حسن‌بیگی، مددکار اجتماعی، زباله‌گردی را نشانه آسیب اجتماعی ناشی از  شرائط غیرطبیعی اقتصادی می‌داند و می‌گوید: ممکن است در هر کشوری عده‌ای به زباله‌گردی روی آورند که از تیپ‌های مختلف اجتماعی باشند و اغلب این افراد را آنانی تشکیل می‌دهند که محصول آسیب‌های اجتماعی و اعتیاد هستند، لیکن وقتی شمار زباله‌گردان روبه افزایش می‌گذارد و تنوع قشری می‌یابد، باید روی علل این اتفاق ناخجسته مطالعه دقیق و چاره‌جویی مناسب بعمل آورد. نکته کوتاهی که در این کوتاه سخن بگنجد این است که جلوگیری از کار زباله گردها در کشور تقریباً کاری نشدنی است و با جمع‌آوری تعدادی از آن‌ها دوباره شاهد افراد جدید در این پدیده خواهیم بود، لذا می‌توان با اهمیت دادن به این قشر از آسیب‌هایی که به جامعه وارد می‌کند، بکاهیم.

وی در ادامه افزود: اگر بخواهیم با زباله گردها مقابله کنیم و اجازه فعالیت به آن‌ها ندهیم، باید برای اشتغال و معیشت این قشر از جامعه که تعداد زیادی را تشکیل می‌دهند فکری کنیم. به نظر می‌رسد در دولت آقای رئیسی بشود به این راه حل امیدوار بود که چاره اساسی مقابله با پدیده روبه ازدیاد زباله‌گردی، حل مشکل اقتصادی جامعه از طریق ایجاد فرصت‌های شغلی و کمک به توانمندسازی اقتصادی و در کنار آن، رشد و ارتقاء فرهنگی جامعه است./بلاغ

انتهای پیام/

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.