کد خبر : 32233
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴ - ۸:۵۷
103 views

عاشقان خدا، نمی‌میرند؛

یادداشت به مناسبت سی‌اُمین سالگرد عروج ملکوتی شهید سید مجتبی علمدار

یادداشت به مناسبت سی‌اُمین سالگرد عروج ملکوتی شهید سید مجتبی علمدار
۲۹ سال از پرواز مردی می‌گذرد که هنوز عطر حضورش در کوچه‌های ساری جاری است. شهید سید مجتبی علمدار، جوانی از دیار علویان، که ایمان، غیرت و اخلاص را در میدان جهاد معنا کرد...

 

 


به گزارش پایگاه خبری تیترشمال  – سی سال از آن روز می‌گذرد که آسمان ساری، میهمان پروازی شد از جنس نور. سی سال از روزی که مردی از تبار زهراییان، پرچم اخلاص را در دست گرفت و زمین را به یاد بهشت شرمنده کرد.


سید مجتبی علمدار، جوانی آرام و بی‌ادعا، اما آتشی از ایمان و غیرت در سینه داشت؛ مردی که دنیا را نه برای خود، بلکه برای رضای خدا می‌خواست.

در سال‌های نوجوانی، وقتی هنوز سنش به شور جوانی نرسیده بود، راهی جبهه شد؛ بی‌هیاهو، بی‌نام، بی‌انتظار. در میان خاک و خون، لبخند می‌زد و با صداقت ساده‌اش دل رزمنده‌ها را آرام می‌کرد. برای او، جنگ فقط نبرد با دشمن نبود؛ میدان جهاد با نفس بود، تمرین بندگی، و آموختن درس عاشقی از مکتب حسین‌بن‌علی(ع).

او «علمدار» نام گرفت، اما نه تنها به خاطر رشادتش در میدان جنگ؛ بلکه برای اینکه در میدان ایمان، پرچمدار خلوص بود. هر که او را می‌شناخت، از اشک‌های نیمه‌شبش می‌گفت، از دعاهایش، از آن حضور لطیفش که بوی عبادت می‌داد. سید مجتبی، آینه‌ای بود از صفای دل و در روزگاری که دنیا به دنبال نام و نان بود، او به دنبال رضای خدا می‌دوید.

جنگ تمام شد، اما جهاد سید مجتبی ادامه یافت. پیکرش پر از زخم و ریه‌هایش آغشته به درد شیمیایی، اما لبخند از لبش نرفت. رنج را با عشق درآمیخت و آن‌قدر صبور ماند تا زمین دیگر طاقت نداشت نگهش دارد.


۱۱ دی‌ماه ۱۳۷۵، روزی بود که این مرد خدا، به دعوت معشوق لبیک گفت و پرواز کرد؛ درست همان‌طور که زیسته بود، بی‌ادعا و بی‌هیاهو.

امروز، سی سال پس از آن پرواز آسمانی، هنوز نامش بر زبان دل‌ها جاری است.


هرگاه یاد اخلاص و بندگی می‌آید، یاد علمدار ساری زنده می‌شود. هرگاه جوانی دلش می‌خواهد بفهمد «مؤمن واقعی» یعنی چه، کافی است به چهره او نگاه کند، به نگاهی که پر از ایمان بود، به لبخندی که عطر شهادت می‌داد.

سید مجتبی علمدار، معلمی است برای نسل ما؛ که می‌آموزد می‌شود مؤمن بود، اما خندان؛ می‌شود عاشق بود، اما متواضع؛ می‌شود در دل رنج زیست، اما با لبخند به سوی خدا رفت.
او در سادگی‌اش بزرگ بود، در گمنامی‌اش مشهور شد، و در بی‌صدایی‌اش صدایی شد که هنوز در گوش زمان می‌پیچد.

سلام بر تو ای سید مجتبی علمدار،
ای فرزند پاک ساری، ای آینه زلال بندگی.
سلام بر اشک‌هایت که برای حضرت زهرا (س) جاری بود،
سلام بر زخم‌هایت که سند عشق و ایستادگی شد،
و سلام بر آرامگاهت که قبله دل‌های عاشق است.

راهت ادامه دارد…
در چشمان جوانانی که تو را الگو می‌دانند، در اشک مادران شهید، در نَفَس‌های مردمی که هنوز از تو می‌گویند و از تو الهام می‌گیرند.
سی سال گذشت، اما نام تو تازه‌تر از همیشه بر زبان‌هاست؛
چراکه اخلاص، تاریخ ندارد… و عاشقان خدا، نمی‌میرند.

روحش شاد و راهش پررهرو باد 🌺
«اللهم اجعلنا من السائرین على نهج الشهداء و المخلصین فی سبیلک یا رب العالمین»

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.