کد خبر : 35000
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰:۱۹
107 views

فوک خزری در محاصره سه‌گانه مرگ!

فوک خزری در محاصره سه‌گانه مرگ!
فوک خزری، امروز نه در حال زندگی، که در حال مقاومت است؛ مقاومتی فرساینده در برابر سه‌ضلعی مرگبار «آلودگی‌های صنعتی»، «صید بی‌رویه» و «بی‌توجهی مزمن مدیریتی»؛ سه عاملی که اگر مهار نشوند، نه فقط یک گونه، بلکه توازن شکننده بزرگ‌ترین دریاچه جهان را به مرز فروپاشی خواهند کشاند.

 

 

مجتبی قربانی

 


به گزارش پایگاه خبری تیترشمال   و به نقل از پایگاه خبری بلاغ – در روزگاری که محیط زیست دیگر یک دغدغه لوکس یا حاشیه‌ای نیست، بلکه به مسئله‌ای امنیتی، اجتماعی و حتی اقتصادی تبدیل شده، دریای خزر آرام‌آرام به صحنه یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های زیستی منطقه بدل شده است. در این میان، فوک خزری به‌عنوان تنها پستاندار این پهنه آبی، بیش از هر موجود دیگری آینه تمام‌نمای این بحران است؛ آینه‌ای که هر روز تصویر واضح‌تری از یک اکوسیستم در حال فرسایش را بازتاب می‌دهد.

واقعیت آن است که خزر دیگر صرفاً یک دریا نیست؛ بلکه یک «سیستم تحت فشار» است که در آن، هر جزء آسیب‌دیده، اثر دومینویی بر کل ساختار دارد. مرگ فوک‌ها، نه حادثه‌ای طبیعی، بلکه نشانه‌ای از یک اختلال مزمن در زنجیره حیات است.

در سواحل مازندران، جایی که باید نقطه تلاقی زندگی، گردشگری و تنوع زیستی باشد، امروز نشانه‌هایی از فرسایش تدریجی دیده می‌شود؛ از آلودگی‌های نفتی و صنعتی گرفته تا تورهای مرگبار صیادان و تغییرات اقلیمی که تنها پستاندار خزر را به ورطه نابودی کشانده است.
مسئله فقط مرگ یک گونه نیست؛ مسئله این است که اگر فوک خزری سقوط کند، در واقع بخشی از شاخص سلامت کل اکوسیستم خزر سقوط کرده است. این همان نقطه‌ای است که علم محیط زیست آن را «هشدار اکولوژیک زنجیره‌ای» می‌نامد.

افزایش تلفات فوک خزری در سواحل جنوبی دریای خزر، بار دیگر این گونه نمادین و در خطر انقراض را به مرکز توجه آورده است؛ جایی که هم‌زمان سه بحران «آلودگی‌های صنعتی و نفتی»، «صید بی‌رویه و اختلال در زنجیره غذایی» و «بی‌توجهی ساختاری در مدیریت اکوسیستم» چون حلقه‌هایی به‌هم‌پیوسته، بقای تنها پستاندار خزر را به چالش کشیده‌اند.

در سکوت سنگین سواحل شمالی ایران، جایی که موج‌ها هر روز لاشه‌های تازه‌ای را به ساحل می‌سپارند، یک واقعیت تلخ در حال تثبیت است: اکوسیستم دریای خزر در حال ارسال پیام‌های هشدار است، اما گوش‌های کمتری آن را می‌شنوند. فوک خزری، این موجود کم‌نظیر و آخرین پستاندار بزرگ بزرگ‌ترین دریاچه جهان، امروز نه فقط یک گونه زیستی، بلکه به «شاخص سلامت یک دریای بیمار» تبدیل شده است.

آنچه امروز در قالب افزایش تلفات این گونه دیده می‌شود، یک رخداد مقطعی یا طبیعی نیست؛ بلکه برآیند انباشته‌ای از دهه‌ها فشار انسانی، مدیریت ناهماهنگ و غلبه نگاه توسعه‌محور بر نگاه حفاظتی است. جایی که توسعه ساحلی، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع و آلودگی‌های گسترده، فرصت بازسازی طبیعی را از این پهنه آبی گرفته‌اند.

در چنین شرایطی، مازندران به‌عنوان یکی از حساس‌ترین نقاط زیست‌محیطی کشور، در میانه یک دوگانه سخت قرار گرفته است: «حفاظت یا توسعه». دوگانه‌ای که هر روز پیچیده‌تر می‌شود و هزینه بی‌توجهی به آن، از سطح گونه‌های جانوری فراتر رفته و به امنیت زیستی انسان‌ها نیز رسیده است.

فوک خزری امروز در واقع آینه‌ای است که در آن، تمام خطاهای مدیریتی، ضعف‌های نظارتی و غفلت‌های زیست‌محیطی بازتاب پیدا کرده‌اند؛ آینه‌ای که تصویر آن هر روز تیره‌تر می‌شود.

 فوک خزری؛ نشانه‌ای از یک بحران ساختاری

فوک خزری به‌عنوان گونه‌ای در رأس زنجیره غذایی دریای خزر، نقش یک «شاخص زیستی» را ایفا می‌کند. کاهش یا افزایش جمعیت آن، مستقیماً نشان‌دهنده وضعیت سلامت کل اکوسیستم است.

بر اساس گزارش‌های رسمی، در ماه‌های اخیر لاشه ده‌ها قلاده فوک در سواحل ایران، قزاقستان و دیگر کشورهای حاشیه خزر مشاهده شده است؛ از جمله گزارش‌هایی مبنی بر کشف بیش از «۵۴ لاشه در سواحل شمال ایران طی یک بازه زمانی محدود» که نشان از یک روند نگران‌کننده دارد.

این آمار زمانی معنادارتر می‌شود که بدانیم بخش عمده این تلفات، مربوط به دوره‌ای است که مرگ این جانوران در آب‌های شمالی خزر رخ داده و لاشه‌ها با تأخیر به سواحل رسیده‌اند؛ موضوعی که احتمال گستردگی بحران را افزایش می‌دهد.
در همین رابطه، محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست مازندران، در گزارشی به خبرنگاران با اشاره به تلفات فوک‌های دریای خزر گفت: این تلفات محدود به سواحل ایران نیست و در سایر کشورهای حاشیه خزر نیز گزارش شده است.

وی افزود: تنها در فروردین امسال، مرگ ۱۰۰ قلاده فوک خزری در قزاقستان ثبت شده و سال گذشته نیز لاشه ۵۱ فوک در سواحل دریای مازندران مشاهده شد؛ موضوعی که نشان‌دهنده ابعاد گسترده این بحران است.

کنعانی با اشاره به اجرای «برنامه اقدام ملی حفاظت از فوک خزری» اظهار کرد: اقدامات متعددی برای نجات این گونه در حال انجام است. از جمله این اقدامات می‌توان به راه‌اندازی مرکز امداد و نجات فوک خزری در میانکاله و ایجاد مراکز اولیه در تنکابن و بابلسر اشاره کرد.

وی ادامه داد: برای آمادگی در برابر تلفات احتمالی در فصل مهاجرت پس از زادآوری، پروتکل‌های امداد، نمونه‌برداری و دفن بهداشتی لاشه‌ها تدوین و اجرایی شده است.

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست مازندران در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به عوامل تهدیدکننده این گونه گفت: آلودگی‌های نفتی و صنعتی اثرات مخربی بر زیستگاه و منابع غذایی فوک‌ها داشته و فعالیت‌های کشاورزی و نفتی نیز به تشدید این آلودگی‌ها و تخریب زیستگاه‌های طبیعی آن‌ها دامن زده است؛ عواملی که توانایی بقا و زادآوری فوک خزری را به شدت تحت تأثیر قرار داده‌اند.

کنعانی در پایان با بیان اینکه رصد مستمر سواحل و تقویت زیرساخت‌های مدیریت لاشه‌ها نیز در دستور کار قرار دارد؛ خاطرنشان کرد: در واکنش به این بحران، همکاری‌های منطقه‌ای میان ایران و سایر کشورهای حاشیه دریای خزر برای حفاظت از فوک خزری در حال شکل‌گیری و تقویت است.

سه‌ضلعی بحران؛ آلودگی، صید بی‌رویه و بی‌توجهی

 

ورود پساب‌های صنعتی، آلودگی‌های نفتی و مواد شیمیایی به دریای خزر، یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف سیستم ایمنی فوک‌ها و کاهش کیفیت زیستگاه‌های طبیعی آن‌هاست. این آلودگی‌ها نه‌تنها سلامت گونه را تهدید می‌کنند، بلکه زنجیره غذایی را نیز مختل کرده‌اند.

کاهش ذخایر ماهیان کوچک، که منبع اصلی تغذیه فوک خزری هستند، فشار مضاعفی بر این گونه وارد کرده است. صید بی‌رویه، بدون در نظر گرفتن ظرفیت اکولوژیک، عملاً تعادل طبیعی را بر هم زده است.

در کنار عوامل طبیعی و صنعتی، آنچه بحران را تشدید کرده، «بی‌توجهی ساختاری» در مدیریت یکپارچه اکوسیستم خزر است؛ جایی که تصمیمات جزیره‌ای، نبود هماهنگی منطقه‌ای و ضعف در اجرای قوانین، فرصت بازسازی را محدود کرده است.

شبکه دیده‌بانی محیط زیست فعال است

در گفت‌وگوهای انجام‌شده با مسئولان محیط زیست، تأکید شده که مدیریت محیط زیست امروز وارد مرحله «حکمرانی پیچیده» شده است؛ جایی که باید میان توسعه اقتصادی، مطالبات اجتماعی و حفاظت زیستی تعادل برقرار شود.

روح‌الله اسماعیلی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران نیز در خصوص کشف سه لاشه فوک خزری در سواحل استان، اظهار کرد: این لاشه‌ها در جریان پایش‌های منظم ساحلی و در محدوده سواحل شهرستان‌های نور و نوشهر توسط مأموران یگان حفاظت محیط زیست و همیاران طبیعت شناسایی شده‌اند.

اسماعیلی با اشاره به آخرین وضعیت تلفات افزود: با احتساب لاشه یک فوک نوزاد که ۱۰ اردیبهشت در پناهگاه حیات وحش میانکاله مشاهده شده بود، مجموع تلفات ثبت‌شده فوک خزری در سواحل مازندران از ابتدای سال جاری تاکنون به سه مورد رسیده است.

وی ادامه داد: بررسی‌های کارشناسی نشان داد به دلیل گذشت زمان قابل توجه از مرگ دو فوک، لاشه‌ها دچار فساد پیشرفته شده و امکان انجام کالبدگشایی و نمونه‌برداری علمی از آن‌ها وجود نداشت.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران همچنین گفت: بر همین اساس، عملیات دفن بهداشتی لاشه‌ها با رعایت کامل ضوابط زیست‌محیطی و با هدف جلوگیری از هرگونه آلودگی احتمالی انجام شد.

اسماعیلی با تأکید بر تداوم پایش‌های ساحلی در استان خاطرنشان کرد: شبکه دیده‌بانی محیط زیست در تمام سواحل مازندران فعال است و از شهروندان و صیادان درخواست می‌شود در صورت مشاهده موارد مشابه، موضوع را از طریق سامانه ۱۵۴۰ سازمان حفاظت محیط زیست اطلاع دهند.

 نقش تغییرات اقلیمی و فشارهای نوظهور

یکی از متغیرهای مهم در این بحران، تغییرات اقلیمی است. کاهش یخ‌های شمال خزر، تغییر الگوهای دمایی و اختلال در چرخه زادآوری فوک‌ها، شرایط را برای بقای این گونه دشوارتر کرده است.

الگوی مهاجرت فوک خزری نشان می‌دهد که این گونه برای زادآوری به مناطق یخی شمالی وابسته است و هرگونه تغییر در این چرخه طبیعی، مستقیماً بر نرخ بقا تأثیر می‌گذارد؛ در کنار این مسئله، افزایش تردد شناورها، خطر برخورد مستقیم، و گرفتار شدن در تورهای صیادی نیز به‌عنوان عوامل مرگ‌ومیر مستقیم مطرح هستند.

 جامعه؛ حلقه فراموش‌شده حفاظت

یکی از نقاط ضعف جدی در مدیریت بحران فوک خزری، فاصله میان سیاست‌گذاری و مشارکت مردمی است. در حالی که بخش عمده تهدیدها در سطح رفتار انسانی شکل می‌گیرد، هنوز نقش جامعه محلی در حفاظت از این گونه به‌طور کامل نهادینه نشده است؛ یقیناٌ بدون تغییر در رفتار صیادان، گردشگران و ساکنان ساحلی، هیچ برنامه حفاظتی به نتیجه پایدار نخواهد رسید.

در همین راستا، آموزش و آگاهی‌بخشی به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین ابزارهای مدیریت بحران مطرح شده است.

فوک خزری امروز در مرز بقا ایستاده

در نهایت، فوک خزری تنها یک گونه در معرض خطر نیست؛ بلکه نشانه‌ای است از وضعیت کلی یک اکوسیستم در حال فشار. هر لاشه‌ای که بر ساحل خزر پیدا می‌شود، در واقع سندی است بر مجموعه‌ای از تصمیمات گرفته‌شده و نگرفته‌شده.

اگر محیط زیست را یک حافظه زنده بدانیم، خزر امروز در حال ثبت یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ خود است؛ فصلی که در آن، انسان هم عامل بحران است و هم تنها امید برای توقف آن.

سواحل مازندران می‌توانستند الگوی توسعه پایدار باشند؛ جایی که گردشگری، اقتصاد و طبیعت در تعادل قرار گیرند. اما امروز، نشانه‌ها بیشتر از تعادل، از فشار و فرسایش حکایت دارند.

پرسش اساسی این است که آیا هنوز فرصت بازگشت وجود دارد یا ما در حال عبور از نقطه بی‌بازگشت هستیم؟ پاسخ این سؤال، نه در تحلیل‌ها، بلکه در سرعت واکنش‌ها نهفته است.

فوک خزری امروز در مرز بقا ایستاده است؛ مرزی باریک میان «ماندن» و «حذف شدن». این مرز، همان جایی است که تصمیم‌های انسانی معنا پیدا می‌کنند؛ تصمیم‌هایی که اگر دیر گرفته شوند، دیگر نه گزارشی می‌ماند و نه موضوعی برای گزارش.

انتهای خبر/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.