کد خبر : 35016
تاریخ انتشار : جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۷:۴۹
108 views

۱۶ دلاور و یک حماسه؛

سروهایی که در خان‌طومان به آسمان رسیدند

سروهایی که در خان‌طومان به آسمان رسیدند
ده سال از روزی می‌گذرد که شانزده دلاور لشکر ۲۵ کربلا در خان‌طومان، میان آتش و ایمان ایستادند و با بال‌های خونین خود، از جان گذشتند تا نام مقاومت را بر بلندای تاریخ بنشانند؛ و حالا هر بهار، این دیار، عطر بهشت را نه از شکوفه‌ها که از یاد آن سروقامتان تنفس می‌کند.

 

 

مجتبی قربانی


به گزارش پایگاه خبری تیترشمال   و به نقل از پایگاه خبری بلاغ – حوالی اردیبهشت که می‌شود، مازندران حال‌وهوای دیگری دارد؛ انگار بهار، اینجا فقط با شکوفه و باران از راه نمی‌رسد، بلکه با یاد مردانی می‌آید که از خاک گذشتند تا آسمان را معنا کنند. ده سال است که این سرزمین، بوی بهشت می‌دهد؛ بویی آمیخته به غربت، غیرت و شهادت.

از روزی که ۱۶ دلاور مدافع حرم، در خان‌طومان بال گشودند، اردیبهشت برای مردم این دیار دیگر تنها نام یک ماه نیست؛ میعادگاهی است برای دوباره به یاد آوردن مردانی که جان‌شان را سپر آرامش مردم کردند. حالا هر سال، «اردیبهشت مقاومت» از راه می‌رسد تا نام‌شان را از غبار فراموشی دور نگه دارد و بر لوح افتخار مازندران، دوباره حک کند.

آن روزها، وقتی آتشِ تکفیر، اطراف حلب و خان‌طومان را در خود می‌بلعید، مردانی از خطه علویان برخاستند؛ مردانی که دل به خطر زدند تا مبادا ترسی بر دل کودکی بنشیند یا حرم اهل‌بیت (ع) بی‌پناه بماند. آنان رفتند؛ نه برای جنگ، که برای پاسداری از حرمت عشق.

خان‌طومان، برای خیلی‌ها میدان آتش بود؛ اما برای آن‌ها، معبری به سوی آسمان. همرزمان‌شان می‌گفتند انگار خودشان راه را بلد بودند؛ گویی پیش‌تر خواب این پرواز را دیده بودند.

حالا ده سال است که اردیبهشتِ مازندران، تنها فصل شکفتن نارنج و باران نیست؛ موسم داغی است که هنوز در سینه این دیار زنده مانده است. از آن روز که شانزده سروِ قامت‌خم‌نکرده، در خان‌طومان آسمانی شدند، هر بهار در کوچه‌های شمال، عطر بهشت می‌پیچد؛ عطری که از ردِّ قدم‌های مردانی می‌آید که رفتند تا امنیت، در خانه‌های مردم بماند و نام مقاومت، بر پیشانی تاریخ حک شود.
در روزگاری که نام داعش، لرزه بر جان بسیاری می‌انداخت، شیرمردان مازندرانی بی‌هراس به دل میدان زدند. آنان ترک دیار کردند تا مبادا دیارشان ترک بردارد. قامت بستند برابر طوفان تا امنیت، در خانه‌های مردم پابرجا بماند.مردم هم خوب قدرشان را دانستند؛ اشک‌هایی که در بدرقه و تشییع‌شان جاری شد، تنها اشک سوگ نبود؛ مردم احساس می‌کردند عزیزی از خانه‌شان رفته است. مادران، برایشان مادری کردند؛ پدران، قامت‌شان در فراق خم شد و کودکان، نام‌شان را چون قهرمانان قصه‌ها بر زبان آوردند.

حالا هنوز هم داغ‌شان تازه است. اینجا، اردیبهشت دیگر فقط فصل بهار نیست؛ ماه مقاومت است. ماهی که در آن، دل‌ها دوباره شکوفه می‌دهد و یاد شهدا، در جان مردم ریشه می‌دواند. انگار هر نام از آن شانزده ستاره، بذری شده برای روییدن نسلی دیگر از ایثار و مردانگی.
خان‌طومان، تنها یک جغرافیا نیست؛ روایتی است از ایمان، از ایستادگی و از مردانی که با خون خود نوشتند: «شهدا نمی‌میرند.» و مردم مازندران، این حقیقت را با تمام وجود لمس کرده‌اند؛ هرچند بهای فهمش، سنگین بود؛ بهایش، پرکشیدن شانزده اسطوره بود.شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵، وقتی هزاران تکفیری آتش‌بس را شکستند و به خان‌طومان یورش بردند، رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا ایستادند؛ ایستادنی که تاریخ، آن را از یاد نخواهد برد. آنان جان دادند تا حرم بماند، تا انسانیت بماند و تا نام ایران، با غیرت و وفاداری گره بخورد.

۱۰ سال است که اردیبهشتِ مازندران، تنها فصل شکفتن نارنج و باران نیست؛ موسم داغی است که هنوز در سینه این دیار زنده مانده است. از آن روز که شانزده سروِ قامت‌خم‌نکرده، در خان‌طومان آسمانی شدند، هر بهار در کوچه‌های شمال، عطر بهشت می‌پیچد.

مازندران، بیش از چهل شهید مدافع حرم را تقدیم کرده است؛ اما خان‌طومان، زخمی است که هنوز در حافظه این دیار تازه مانده. زخمی مقدس که هر سال، در اردیبهشت، دوباره سر باز می‌کند و بوی بهشت را در کوچه‌های شمال می‌پراکند.

به مناسبت ۱۷ اردیبهشت سالروز آسمانی شدن آلاله‌های خونین بال مازندرانی در غربت خان‌طومان بنا داریم تا به معرفی این شهدا بپردازیم:

شهید مدافع حرم «محمود رادمهر» سال ۱۳۵۹ در «ساری» متولد شد.
شهید «محمود رادمهر» آبان سال ۹۴ به مدت ۵۸ روز به‌همراه برادرش «محمدرضا» برای نخستین‌بار به سوریه رفت و در مرحله دوم نیز ۱۴ فروردین سال ۹۵ به جبهه مقاومت اعزام شد و سرانجام در ۱۷ اردیبهشت همان سال در منطقه «خان‌طومان» به شهادت رسید.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید محمود رادمهر آمده است:

«پروردگارا، نمی دانم که چه زمانی، در کجا و چگونه به دیدار تو خواهم شتافت. اما عاجزانه از تو می خواهم که اولاً مرگ من در راه دفاع از دینت باشد. و در این راه توفیق شهادت در راه خودت را نصیبم کنی…»

شهید مدافع حرم «محمد بلباسی» متولد اسفندماه ۱۳۵۷ از شهرستان قائمشهر بود، این شهید بزرگوار دارای چهار فرزند به نام‌های فاطمه، مهدی، حسن و زینب است که زینب ۶ماه بعد از شهادت پدر به دنیا آمدند.

اشتیاق و اصرار وی برای اعزام در تاریخ ۱۷ فروردین سال ۱۳۹۵ نتیجه داد و محمد بلباسی به همراه گروهی از پاسداران سپاه ۲۵ کربلا مازندران راهی سوریه شد.

شهید محمد بلباسیدر شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ به همراه ۱۲ تن دیگر از همرزمانش در منطقه خان طومان سوریه به دست تکفیری ها به شهادت رسید.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید محمد بلباسی» آمده است:

«در این برهه از زمان که ایران اسلامی، ام القرای جهان اسلام شده است و مسلمانان جهان که در بند طاغوت و پادشاهی هستند با تشکیل جبهه مقاومت چشم به ایران دوختند و می خواهند از الگوی انقلاب اسلامی ایران که به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و همراهی مردم عزیز توانستند استکبار جهانی را با دست خالی از ایران بیرون کنند، استفاده کنند و گوش بفرمان حضرت امام خامنه ای هستند و دشمنان اسلام و شیعیان ایران از این جایگاه انقلاب اسلامی هراس پیدا کرده و بدنبال گسترش اسلام آمریکایی هستند.»

 

شهید مدافع حرم «سیدجواد اسدی» تولد ۱۸ مهر ماه سال ۱۳۵۹ در روستاى (امره) از توابع شهرستان سارى است. یکی از شهدای مدافع حرم استان مازندران بود، که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ و در کربلای خانطومان بهمراه ۱۲ نفر دیگر از شیرمردان این خطه دل از دنیا شست و در سوریه آسمانی شد و پیکر مطهرش به وطن بازنگشت.

 

شهید مدافع حرم «علیرضا بریری» متولد ۳۰ فروردین ماه سال ۱۳۶۶ در شهرستان است.

علیرضا در بهمن ۱۳۸۷ بطور رسمی وارد سازمان مقدس سپاه پاسداران شد و برای اولین بار در آبان ماه ۱۳۹۴ عازم شهر دمشق شد و پس از ۴۹ روز به وطن بازگشت.

در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ برای دومین بار عازم سوریه شد و در ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ شهید علیرضا بریری به همراه ۱۲ آلاله پرپر لشکر عرشی ۲۵ کربلا در نقض آتش بس تروریستهای تکفیری پس از ۱۴ ساعت تلاش پی در پی در منطقه خانطومان حلب به آرزوی دیرینه خود دست یافت.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید علیرضا بریری آمده است:

«همواره شهدا را به‌یاد داشته باشید و رهرو راه آنها باشید و همچون شهدا تابع محض ولایت فقیه باشید، مبادا از راه آن بزرگوار خارج شوید و او را تنها بگذارید و بدانید که او در زمان غیبت امام زمان (عج) ناخدای کشتی صراط مستقیم است و فراموش نکنید که امنیت این کشور را مدیون خون شهدا هستیم.»

شهید مدافع حرم «علی جمشیدی» در تاریخ ۱۵ آبان ماه سال ۱۳۶۹ در شهرستان نور بدنیا آمد.

وی جانشین فرمانده دسته ویژه و تک تیرانداز گردان امام حسین (ع) نور بود که در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ در خان طومان سوریه در دفاع از حرم آل‌الله به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید علی جمشیدی آمده است:

«در حال حاظر که حرم الله دوباره محاصره شده‌اند، انگار تاریخ بار دیگر در حال تکرار شدن است و بایستی با توجه به فرموده امام راحل، چنان درسی به یهودیان و وهابیان و تکفیری دهند که دیگر حتی فکر چنین جسارتی را هم نتوانند بکنند؛ حال اینکه نبرد شام، خود مطلع تحقق وعده آخرالزمانی ظهور است».

شهید مدافع حرم «علی عابدینی» در سحرگاه ۲۵ مرداد ۱۳۶۵ در شهرستان فریدونکنار (روستای فرم) دیده به جهان گشود.

شهید علی عابدینی برای اولین بار سال ۹۴ جهت دفاع از حرم عقیله اهل بیت (ع) راهی دیار شام بلا شد. او در فروردین ماه ۱۳۹۵ ندای “هل من ناصر ینصرنی” عمه جان زینب (س) را لبیک گفت و مجددا با وجود مجروحیتى که داشت راهی سوریه و دفاع از حرم شد.

شهید علی عابدینی در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ در شهر خان طومان از توابع حلب سوریه به همراه ۱۲ یار دیگرشان به فیض شهادت نائل گردید.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید علی جمشیدی آمده است:

«از خدا می خواهم همه ی ما را ببخشد واز گناهانمان بگذرد. من علی عابدینی یک گنه کار خاطی که اگر لطف خداوند نبود و ستار العیوب بودنش نبود، رسوای زمانه بودم».

شهید مدافع حرم «حسن رجایی‌فر» متولد ۴ تیرماه سال ۱۳۵۴ از شهرستان بابل مى‌باشد.

وی که برای اولین‌بار برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) و مبارزه با تکفیری‌ها به سوریه رفته بود و پس از ۲۰ روز مبارزه، از ناحیه کتف مجروح شد و برای معالجه و درمان به ایران بازگشت؛ اما مجروحیت مانعی برای مبارزه وی با تکفیری‌ها نشد و مجدداً ۱۴ فروردین سال ۱۳۹۵ برای دومین‌بار به مصاف تکفیری‌ها رفت و سرانجام در ۱۷ اردیبهشت همان سال، در «خان‌طومان» به شهادت رسید.

پیکر شهید رجایی که در معرکه نبرد در خاک غربت جا مانده بود، پس از ۴ سال دوری، در سال ۱۳۹۹ در جریان عملیات تفحص، به کشور بازگردانده شد.

شهید مدافع حرم «سعید کمالی» در نوزدهم شهریور سال ۶۹ در روستای کفرات بخش هزارجریب شهرستان نکا به دنیا آمد.

وی داوطلبانه عازم سوریه شد و در ۱۷ اردیبهشت سال ۹۵ پس از نقض آتش بس در سوریه، به همراه ۱۳ تن از همرزمانش در شهرک راهبردی خان‌طومان سوریه به دست تکفیری‌‌ها به شهادت رسید.

به نقل از پدر این شهید والامقام، مهمترین وصیت نامه شهید پس از توجه به نماز و حفظ حجاب برای زنان و مادران، این بود که مردم مناطق محروم را در یابیم و بعد نیز ولایت فقیه بود اینکه در هر زمان و با هر مسئولیتی پشت ولی فقیه باشیم تا دشمن نتواند آسیبی به کشورمان بزند.

شهید مدافع حرم «رضا حاجی‌زاده» شهید مدافع حرم «رضا حاجی‌زاده» سال ۱۳۶۶ در شهرستان «آمل» متولد شد.
شهید حاجى‌زاده از شهدای لشکرعملیاتی ۲۵ کربلا به همراه ۱۲ تن دیگر از یارانش در روز ۱۷ اردیبهشت ‌ماه سال ۹۵ در خان‌طومان سوریه به شهادت رسید که سرانجام، پیکرش در ۲۱مهر ۱۳۹۹ به وطن بازگشت و در ۲۴ مهر۱۳۹۹ تشییع شد.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید حاجی‌زاده آمده است:

«من نمی‌خواهم که عمرم بی‌ثمر باشد و مرگم یک مرگ عادی، مرگی می‌خواهم که در راه اسلام و ایران اسلامی باشد.من به‌خاطر منطق خویش برای دفاع از اسلام و حریم اهل بیت (ع) وارد جنگ با دشمنان اسلام شدم و با عشق و علاقه و رضایت کامل جان خویش را فدای این راه می‌نمایم و می‌روم تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم.»

شهید مدافع حرم «حسین مشتاقی» متولد ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۶۴ در شهرستان نکا مى‌باشد.

حسین مشتاقى از نیروهای یگان ویژه صابرین بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) عازم سوریه شد، که در اردیبهشت ۹۵ و همزمان با عید مبعث در منطقه خان طومان سوریه طی یک درگیری شدید به همراه دیگر همرزمانش به شهادت رسید.

پس از گذشت حدود دو ماه از شهادتش و شناسایی پیکرش توسط آزمایش DNA، در تاریخ ۱ تیر ۱۳۹۵ همزمان با سالروز میلاد امام حسن مجتبی (ع) در گلزار شهدای نکا به خاک سپرده شد.

 

شهید مدافع حرم «سیدرضا طاهر» متولد دهم دی‌ماه سال ۱۳۶۴ در شهرستان بابل مى‌باشد.

در تاریخ ۱۴ فروردین ۹۵ ساعت ۱۰ شب با او تماس گرفتند و به او خبر دادند که تا ساعت ۱ صبح (بامداد) برای رفتن به مأموریت خود را به محل کارش برساند، ایشان از نیروهای یگان ویژه صابرین بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) عازم سوریه شد. از سفر دومش به سوریه ۳۳ روز گذشته بود که در پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ۹۵ مصادف با مبعث پیامبر، به دلیل درگیری سنگینی که در زمان آتش بس در منطقه خان طومان صورت گرفت، به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید حاجی‌زاده آمده است:

«من نمی‌خواهم که عمرم بی‌ثمر باشد و مرگم یک مرگ عادی، مرگی می‌خواهم که در راه اسلام و ایران اسلامی باشد.من به‌خاطر منطق خویش برای دفاع از اسلام و حریم اهل بیت (ع) وارد جنگ با دشمنان اسلام شدم و با عشق و علاقه و رضایت کامل جان خویش را فدای این راه می‌نمایم و می‌روم تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم.»


شهید مدافع حرم «بهمن قنبری» فرزند حسن متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۴۵ در بهشهر مى‌باشد.

شهید قنبری را می‌توان از دیدبان‌های ماهر و خلاق بود که با هدایت دقیق آتش توپخانه و سلاح‌های نیمه سنگین، مانع از هجوم چندباره‌ی دشمن به منطقه و نیز ایجاد خسارت فراوان به جبهه‌ی تکفیری شد؛ شهید قنبرى توسط موشک کرنت مورد اصابت قرارگرفته و شهید شد. خوشبختانه نیروهای خودی موفق شدند، پیکر ایشان را به عقب برگردانند.

وی از اولین شهدای مدافع حرم مازندران، در ۱۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ در سن ۴۹ سالگی پس از نقض آتش ‌بس توسط تروریست‌های تکفیری، حوالی ساعت یک بعدازظهر به فیض شهادت نائل آمد.

شهید مدافع حرم «رحیم کابلی» متولد ۱۱ مهرماه سال ۱۳۴۲ از شهرستان بهشهر مى‌باشد.

وی یکی از ۱۳ شهید مازندرانى بود که در ۱۷ اردیبهشت ۹۴ در جبهه خان‌ طومان سوریه آسمانی شد؛ حاج رحیم سابقه ۸۰ ماه رزمندگی در دفاع مقدس را داشت و با اینکه ۵۳ سال از عمرش می‌گذشت و بازنشسته شده بود، باز عزم میدانی دیگر کرد و این بار در دفاع از حرم و حریم اهل بیت به شهادت رسید.

پیکر مطهر این شهید عزیز و آخرین بازمانده خان طومان از جمع شهدای مازندرانی، پس از ۷ سال در تابستان ۱۴۰۱ به وطن بازگشت.

آیین تشییع پیکر پاک شهید مدافع حرم حاج رحیم کابلی روز یکشنبه ۱۶ مرداد ماه ۱۴۰۱ همزمان با تاسوعای حسینی در بهشهر برگزار شد.

در فرازی از وصیت‌نامه شهید مفقودالاثر رحیم کابلی آمده است:

«در مراسم اهل البیت جشن میلاد و شهادت، از امام زمان (عج) غافل نشوید.امام را دعا کنید و شهدا را نیز همچنین. لحظه‌ای از ولایت غافل نباشید و در همه احول آقا را دعا کنید.»

و حالا، پس از گذشت سال‌ها، هنوز نام خان‌طومان که می‌آید، دل مازندران آرام نمی‌گیرد. هنوز مادرانی چشم به قاب عکس‌ها می‌دوزند و هنوز مردمان این دیار، با افتخار از فرزندانی سخن می‌گویند که رفتند تا پرچم غیرت بر زمین نماند.

شاید شهدا رفته باشند، اما حقیقت این است که بعضی آدم‌ها، بعد از رفتن تازه آغاز می‌شوند؛ مثل همان شانزده ستاره‌ای که اردیبهشت را برای همیشه، به رنگ مقاومت درآوردند.

انتهای خبر/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.