یادداشت؛
مازندران و یک قرار عاشقانه با ایران

مجتبی قربانی
به گزارش تیترشمال – مازندران را نمیتوان فقط در آبی خزر، سبزی جنگلها و وسعت شالیزارهایش خلاصه کرد؛ هویت این سرزمین، در کنار زیباییهای طبیعی، با نام مردانی گره خورده که در بزنگاههای تاریخ، دفاع از ایران را بر آسایش و جان خویش مقدم دانستند. حاج حسین بصیر و محمدحسن طوسی، احمد کشوری و علیاکبر شیرودی، قاسمی و ضیایی، علمدار و دوامی، تنها نامهایی در صفحات تاریخ نیستند؛ هر یک نشانی از روزگاریاند که مردان این دیار، در سختترین آزمونها، معنای وفاداری به میهن را با عمل به نمایش گذاشتند. میراث آنان هنوز زنده است؛ نه فقط در یادمانها و روایتها، بلکه در مسئولیتی که بر دوش نسلهای بعد باقی مانده است.
دیار علویان، سرزمینی که خاطره ایثار در حافظه جمعی مردمش ریشه دوانده، این روزها بار دیگر به صحنهای برای نمایش پیوند مردم با ایران تبدیل شده است. ساری در آستانه میزبانی اجتماع «جانفدای ایران»، حالوهوایی متفاوت دارد. گویی رشتهای نامرئی، خانهها و خیابانها را به میدان شهید قاسمی پیوند میزند تا مردمی با پیشینهها و جایگاههای گوناگون، بر سر تعلقی مشترک گرد هم آیند. این قرار، بازتاب احساسی است که در بزنگاههای تاریخی، ایرانیان را به سرنوشت سرزمینشان پیوند داده است.
امروز، میدان شهید قاسمی میتواند تصویر روشنی از همین همسرنوشتی باشد. جایی که دانشآموز و معلم، کارگر و بازاری، هنرمند و ورزشکار، خانواده شهدا و جوانان امروز، در کنار یکدیگر از خانه مشترکشان سخن میگویند. ایران، فراتر از یک مرز جغرافیایی، خاطرهای جمعی، هویتی تاریخی و امانتی برای فرداست. امانتی که نگهداری از آن، به یک قشر یا نسل محدود نمیشود. آنچه این جمع را به هم نزدیک میکند، نه یکسان بودن همه دیدگاهها، بلکه باور به اهمیت سرزمینی است که آینده فرزندانشان در آن رقم میخورد.
مازندران در دفتر حماسه ایران، برگهای پرافتخاری دارد. از رشادتهای لشکر ۲۵ کربلا در والفجر ۸ تا روزهای دشوار دفاع مقدس و داغ سنگین شهدای خانطومان. این سرزمین، هم طعم تلخ فراق را چشیده و هم شکوه ایستادگی را در زندگی خانوادههایی دیده است که عزیزانشان را برای دفاع از وطن بدرقه کردند. در خانههای بسیاری از این خطه، خاطره شهدا، بخشی از زندگی امروز است. همین پیوند میان رنج و افتخار، جانفدایی را در فرهنگ مازندران به مفهومی عمیقتر از یک واژه و فراتر از شور مقطعی تبدیل کرده است.
در چنین بستری، اجتماع «جانفدای ایران» فرصتی برای بازتاب دوباره پیوند مردم با سرزمینشان فراهم میکند. حضور در میدان، میتواند بیانگر تعهد به ایران، پاسداشت امنیت و احساس مسئولیت در برابر آینده باشد؛ تعهدی که معنای آن در کنار هم ایستادن مردم با سلایق و تجربههای متفاوت آشکار میشود. قدرت یک جامعه در توان آن برای حفظ همدلی، تقویت اعتماد و تبدیل احساس مشترک به رفتار مسئولانه ریشه دارد.
ثبتنام بیش از ۳۰۱ هزار نفر از مردم مازندران در پویش «جانفدای ایران»، نشانهای از گستردگی استقبال از این حرکت است. پشت هر نام، انسانی ایستاده که نسبت به سرنوشت کشورش احساس تعلق دارد. این ظرفیت اجتماعی هنگامی ارزشمندتر میشود که از یک حضور جمعی فراتر برود و در عرصههای مختلف زندگی، از همکاری اجتماعی و خدمت به مردم تا تلاش برای آبادانی و پیشرفت ایران، استمرار پیدا کند.
در میان حاضران امروز، جوانانی هستند که روزهای جنگ و دفاع مقدس را نه با تجربه مستقیم، بلکه از دریچه خاطرات خانوادهها، روایت پیشکسوتان، کتابها و تصاویر تاریخی شناختهاند. همین تفاوت تجربه، پرسشی مهم را پیش میکشد: چگونه میتوان فرهنگ ایثار و مقاومت را به نسلی منتقل کرد که در جهان و شرایطی متفاوت از نسلهای پیشین زندگی میکند؟ این میراث باید چنان روایت شود که نسل امروز بتواند نسبت خود را با آن بشناسد و معنای مسئولیت در قبال میهن را در زندگی خویش پیدا کند.
حماسه دیروز، اگر قرار است در حافظه نسلهای آینده ماندگار بماند، باید با نیازها و مسئولیتهای امروز پیوند بخورد. زمانی که میدان دفاع، خاکریز و سنگر بود، مردان و زنان بسیاری سهم خود را در پاسداری از کشور ادا کردند؛ امروز نیز مدرسه، دانشگاه، کارخانه، مزرعه، بازار و رسانه، هر کدام عرصهای برای ساختن آینده ایراناند. دانشجویی که برای پیشرفت علمی تلاش میکند، کارگری که چرخ تولید را میگرداند، کشاورزی که به زمین جان میدهد و خبرنگاری که در پی حقیقت است، هر یک میتوانند سهم خود را در اعتلای کشور ادا کنند. جانفدایی در این معنا، تعهدی پیوسته به زندگی بهتر و آیندهای روشنتر برای مردم ایران است.
جامعهای با گستردگی فرهنگی و اجتماعی مازندران، برای تقویت همبستگی به حذف تفاوتها نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند میان تفاوتها، نقاط اشتراک خود را پیدا کند. وحدت، زمانی معنا مییابد که مردم با حفظ دیدگاههای خود، بر سر اصولی چون امنیت، عزت، پیشرفت و حفظ منافع ملی به تفاهم برسند. اختلاف نظر، بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است. آنچه اهمیت دارد، جلوگیری از تبدیل اختلافها به بیاعتمادی و شکافهایی است که توان جامعه را برای مواجهه با دشواریها کاهش میدهد.
ایران در روزهای حساس، بیش از هر زمان به سرمایه اعتماد عمومی و همکاری مردم نیاز دارد. این سرمایه با سخنرانی و گردهمایی بهتنهایی شکل نمیگیرد؛ باید در رفتار مسئولانه، شنیدن صدای یکدیگر، احترام به حقوق مردم و تلاش برای رفع مشکلات نیز دیده شود. ولایتمداری، میهندوستی و مسئولیتپذیری ملی، زمانی از مفاهیمی انتزاعی به نیرویی اجتماعی تبدیل میشوند که در زندگی روزمره نمود پیدا کنند. شور حضور میتواند آغاز راه باشد، اما آنچه این شور را ماندگار میکند، تبدیل آن به آگاهی، خدمت و مشارکت سازنده است.
از همین رو، اجتماع امروز ساری را میتوان فرصتی برای گفتوگو میان نسلها نیز دانست؛ میان کسانی که روزهای دفاع مقدس را با تمام وجود تجربه کردهاند و جوانانی که میخواهند بدانند آن تجربه چه نسبتی با زندگی امروز آنان دارد. انتقال میراث مقاومت، با روایت صادقانه تاریخ، معرفی الگوهای واقعی فداکاری و پاسخگویی به پرسشهای نسل جدید استحکام مییابد. جوان امروز سازنده فصلهای بعدی تاریخ ایران است. فصلی که کیفیت آن به میزان امید، آگاهی، مسئولیتپذیری و فرصتهایی بستگی دارد که جامعه برای او فراهم میکند.
مازندران، سرزمین مردمی که در روزهای دشوار بارها در کنار کشور ایستادهاند، از سرمایهای تاریخی برخوردار است که حفظ آن به مراقبت و بازآفرینی نیاز دارد. یاد سرداران شهید زمانی در زندگی امروز معنا مییابد که به انگیزهای برای خدمت، صداقت، همیاری و تلاش برای پیشرفت تبدیل شود. پاسداشت این میراث، مسئولیتی است برای آنکه نسلهای آینده نیز بتوانند در این سرزمین با امید زندگی کنند، تواناییهای خود را شکوفا سازند و به آینده کشور دل ببندند.
در این میان، هیچ صدایی نباید بتواند پیوند مردم با سرزمینشان را به اختلافهای مقطعی فروبکاهد. تعلق به ایران، سرمایهای مشترک است که در روزهای سخت میتواند مردم را به هم نزدیک کند و در روزهای آرام، انگیزهای برای ساختن و آبادانی باشد. میدان شهید قاسمی، در چنین نگاهی، محل تلاقی خاطره و آینده است. جایی که نام شهدا در حافظهها زنده میشود و نسل امروز فرصت مییابد تعهد خود به میهن را با زبان و شیوه زندگی خویش بازگو کند.
امروز، ایران در آرامش خانوادهها، امنیت شهرها، امید جوانان، رونق تولید، حفظ منابع طبیعی و امکان ساختن فردایی بهتر نیز حضور دارد. دوستداشتن وطن، هم در لحظههای بزرگ و تاریخی معنا دارد و هم در تصمیمهای کوچک و روزمرهای که کیفیت زندگی مردم را شکل میدهند. اگر اجتماع امروز ساری بتواند این احساس مشترک را به همدلی پایدار و مسئولیت اجتماعی پیوند بزند، پیام آن از محدوده میدان فراتر خواهد رفت و در زندگی روزانه مردم ادامه پیدا خواهد کرد.
مازندران، با یاد بصیر و طوسی، شیرودی و کشوری، قاسمی و ضیایی، علمدار و دوامی، امروز بار دیگر به ریشههای تاریخی خود مینگرد؛ به سرزمینی که نامش با والفجر ۸ و خانطومان پیوند خورده و خاطره فداکاری را نسل به نسل منتقل کرده است. اما روایت این دیار نه تنها به گذشته بلکه آینده نیز بخشی از همین داستان است. ایران، امانتی است که گذشتگان با فداکاری پاس داشتهاند و نسل امروز باید با آگاهی، همبستگی و تلاش برای پیشرفت، آن را به آیندگان بسپارد. این مسئولیت، نه در یک روز و نه در یک میدان، در انتخابهای هرروزه مردم و در میزان وفاداری آنان به سرنوشت مشترکشان ادامه دارد.
و امروز، قرار مازندران با ایران، در میدان شهید قاسمی ساری معنا پیدا میکند؛ قراری که یادآوری پیوندی است که مردم را به خانه مشترکشان متصل میکند. از کوچههای شهر تا این قرار جمعی، هر قدم میتواند نشانی از دلبستگی به میهن و هر حضور، روایتی از امید به فردا باشد. امروز، مازندران میتواند با همصدایی مردمش از ایران بگوید. از سرزمینی که دیروز با فداکاری پاس داشته شد و فردایش به همدلی، آگاهی و مسئولیتپذیری همه ما وابسته است. قرار ما، ایران است؛ و فردای این سرزمین را با هم بودنمان میسازیم.
انتهای خبر/
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰